X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 28 فروردین‌ماه سال 1392

0


 


   -  تو این‌قد تن هایی ک زندانم برات خوبه!


 

    

 

سه‌شنبه 20 فروردین‌ماه سال 1392

every body khnows


 راستش اول سلام اقای رییس


     عکس از شهاب آب روشن


سال نو شما هم مبارک. همان اول بروم سراغ اصل مطلب. چون شما بزرگ ترید می پرسم, بالاخره معلم بوده اید! چرا شهر ما باران ک می اید تبدیل می شود ب دریاچه! درست ک دریاچه کنار دریا زیبایی دیگری دارد, اما شاید ما فقط خیابان و کوچه و پارکنیگ و ... اصلن شهرسازی معمولی و درخور یک شهروند درجه ی معمولی می خواهیم همین. شاید یک مقدار ب این فکر کنید ک ما هم شهروندیم ب خدا. شاید ما هم مثل همان پای تخت نشین ک ن, مثل همان شهروندان دیگر ِ عزیز سایر شهرهای عزیزمان ک مردمش حتا ب اندازه ما ساده و خون گرم نیستند, دل مان یک شهر ساده و معمولی می خواهد, ن شهری درخور درامدهای خود!! ما ب شهری "سمت فردا" فکر هم نمی کنیم. ن ب خدا ما حتا ساده تر از انیم ک شما با کمال خون سردی ساحلش را ویران کنید و ما هم بگویم چرا؟؟ ن, ما فقط یک شهر ساده می خواهیم. شهری ک هنگام باران, بتوانیم در خیابان هاش قدم بزنیم. یا حتا فقط ساحلی داشته باشیم برای قدم زدن, و این ک زیر افتاب پاهامان را در اب دریا بزنیم...

ما این قدر مهربانیم ک از شما نپرسیم چرا از هزینه ای ک ما برای ساخت شهرمان می دهیم, شما عکس و امضای خودتان را می گذارید در دید میهمانانی ک امده اند خرید.

ما ان قدر خون گرمیم ک نگوییم, خجالت نکشیدند پل روگذر/زیرگذر را برای شهر فردا می دانند, یا پلاژ بانوان!!

-ب خدا این جا هم اینترنت و ماه واره هست.-

ما ان قدر ساده ایم, ک حالا ک بیش از 14 ماه از حادثه ی دریایی هرمز و مرگ ان عزیزان ِ مهمان و بعدترش تعطیلی ِ تردد شناورهای کوچک – قایاق های معمولی و اتوبوس های دریایی- می گذرد, باز هم نپرسیم سرنوشت مردمانی ک چنان داغ دار شدند یا بی کار, چ شد؟!

 ما ساده تر از انیم ک شما فکرش می کنید یا خودمان حتا. ولی این رسمش نیست. ب خدا ما هم بزرگ می شویم. می رویم مدرسه. ان وقت توی مدرسه چیزهایی را ک در کتاب های غیردرسی می خوانیم یاد می گیریم. ان وقت...

راستی این روگذر/زیرگذر رسالت شرم گین شده. نگاهی بیاندازید در چهره اش می توان دید!

 

فروردین 92

 


جمعه 16 فروردین‌ماه سال 1392

16 فروردین



 ام شب اخرین شب تعطیلات نوروزی منه -تعطیلاتی ک از 9 فرورودی شروع شد- امیدوارم خدا ام سال رو ب خیر کنه.

 

 شب و روز همه مون بخیر...


 



جمعه 16 فروردین‌ماه سال 1392

زیر چشم چپ


 زیر چشم چپم می زند. اصلن خوب نیست. نشانه کم شدن عشق است, برای قرص هرجا ک بگویید رفتم. ساعت 7عصر همه جا تعطیل است, خب. فقط می ماند صلیب سرخ ک ان هم خالی ست, چیزی ندارد! بار دوم ست ک زیر چشم چپم می زند. باید فکری کنم. همه نرم افزارها را هم امتحان کرده ام, فایده نداشت. فقط می ماند قرص...

یادم نیست خانوم باجی, این مواقع چ دم کردنی استفاده می کرد!

 

ادامه دارد...

فروردین 92

پنج‌شنبه 15 فروردین‌ماه سال 1392


  می دونین بالاخره بهتره  اون چیزی ک وجود داره رو بپذیریم و با همین نگرش

  باهاش برخورد کنیم تا...


   1      2      3      4      >>