X
تبلیغات
رایتل
جمعه 19 خرداد‌ماه سال 1391

یاداوری


 ام روز درست 140 (صد و چهل) روز از حادثه غرق شدن اتوبوس دریایی مسیر بندرعباس - هرمز می گذرد. حادثه ای ک در ان 17 نفر از هم وطنان جان خود را از دست دادند.


از پس لرزه های این حادثه, مم نوع شدن تردد اتوبوس های دریایی و در نظر گرفتن خط ویژه دانشجویی در این مسیر ابی بوده است.

اولی هنوز پابرجاست و دومی تنها در حد حرف باقی ماند!

قرار بود بازماندگان حادثه از استانداری هرمزگان شکایت کنند.


تمام مستندات, موجود است. اما لینک وب لاگ خراب است!!


شنبه 6 خرداد‌ماه سال 1391

سینمایی


 نمی توانیم بعد از جشن واره ی اردی بهشت, راجع ب سینمای هرمزگان قضاوت کنیم. مطلب روشن است و دلیل هم ساده.


 

همه جریان های سینمای هرمزگان را نمی توان در جشنواره دید, و این بزرگ ترین معضل فضای هنری این روزها و سالهای هرمزگان است؛ نبود جریان منتقد هنری, اجتماعی و فرهنگی؛ سیاسی ش هم بماند برای بعدترها!

زمانی ک 4 یا 5 تفکر را از سینمای هرمزگان حذف کنیم, چیزی باقی نمی ماند! و این درحالی ست ک متاسفانه در چند سال اخیر نسلی ب سینما تزریق نشده است ک بتواند در قالب این جریان ها رشد کرده, قد علم کند.

بهتر است برخی از این جریان ها را با هم مرور کنیم.

بخشی از سینمای هرمزگان را آب روشن نمایندگی می کند با سینمایی ک هم داستان گوست و هم خود را پای بند قصه نمی داند. با روایتی از شخصی ترین لایه های زندگی ادمیان این شهر در بستری اجتماعی. اب روشن سینما را خوب می شناسد ب نماد و ایهام اعتقاد دارد و گزیده گویی از نشانه های اثار وی است, ک در نمونه ی قبلن دیده شده اش – قطب جنوب – نیز ب چشم میخورد.* خانواده و زن از شاخصه های مهم در روایت های آب روشن است, وی ک در حال تحصیل مقطع کارشناسی ارشد       دانشکده هنر است, در اخرین اثر– این بار دیده نشده خود- بندر گامبرون نیز خانواده و ادم های شهر را محور کار قرار داده؛ خانواده ای ک دیگر شاید نباشد! اگر در قطب جنوب خانواده از درون, دچار مسئله است این بار خانواده, مستقیمن با اجتماع دست و بنجه نرم می کند. فیلمی ک اقتصاد را هم موثر در هستی زندگی خانواگی می داند. همه عناصر در کارهای آب روشن در یک جای فیلم ب کار می ایند, و مخاطب در برداشت از تصاویر ازاد است. آب روشن هشدار می دهد و ما ک با پذیرش کاستی ها مشکل داریم شاید مذاق مان با سینما و جریانی ک آب روشن نمایندگی شان را ب عهده دارد خوش نیاید. گزندگی این جریان, در نمادها و لایه های زیرین اثر است...

سینمای مستند – مستند اجتماعی – هرمزگان چهره شناخته شده ای در خود دارد, سالاری عضو سینمای مستند ایران. سالاری ک اتفاقن پایه گذاری جشنواره اردی بهشت در زمان ریاست وی بر انجمن سینمای جوان هرمزگان بود سینمایی نیش دار دارد. اینجا برزخ میراث خاک از نمونه های این دوره کاری وی است. اما سالاری با "نام من بشگرد" شناخته می شود. فیلمی ک در جشنواره فیلم کوتاه تهران جزء انتخاب های تماشاچیان برای تکرار در روز آخر بود! سالاری اما بعد از 88 ب همکاری با تلویزیون پرداخت و حاصل آن دو مستند است ک یکی را در همین جشنواره شاهد بودیم – پخش از شبکه 3 – و دیگری در حال اماده سازی برای یکی از کانال های ماهواره ای جمهوری اسلامی ایران است! سالاری در این اثار معیارهای صدا و سیما را رعایت کرده و صدالبته این خود مهر تاییدیست بر حضور در جشنواره. همراهی با کسانی ک مسائل شان بازگو می شود, سوژه محوری و ارتباط ساده با تماشاچی از ویژگی های این سینماگر هرمزگانی ست؛ البته این سبک از مستندهای اجتماعی بعد از سالاری نمایندگانی ب صورت پراکنده داشته, شاید بختیار و جمالی را می توان در زمره ایشان قرار داد. اثاری ک ب سوژه های شهرستانهای دیگر استان و دور از مرکز می پردازند و گویا از دید اقایان, مسائل شهرستان ها جای بررسی و پرداخت دارند!

سینمای فرم گرای هرمزگان 2 برادر را ب عنوان نماینده خود دارد. برادران رضایی ک همیشه سوژه هایی اجتماعی برای تجربه های فرم گرایی خود انتخاب کرده اند, بزرگ­ترین غایبان این چند دوره جشنواره اردی بهشت هستند. بعد از جنگ در همسایگی این بار با کشند قرمز ب اردی بهشت امدند و نیامدند. کشند در جشن تصویر سال حضور داشته ولی هنوز شانس نمایش در زادگاه خود را نیافته! بندرعباس, ریزبینی های اجتماعی و تاثیر تدوین ب عنوان ابزاری برای کارگردانی دوم, جسارت در انتخاب سوژه ها و ب هم ریختن قواعد زمانی از ویژگی های اثار رضایی هاست. اهیت فرم, مثلن تصاویر و قاب در "کشند قرمز" و یا فیلم اخرشان "دست". برخی سبک رضایی ها را نزدیک ب سینمای تجربی می دانند. سینمای تجربی اما دیگرانی هم دارد. داوری از رودان از این دسته است. داوری ک دانشکده هنر تهران در مقطع کارشناسی ارشد تئاتر می خواند, با سه کار در جشنواره حضور داشت. داوری ب همراه نیک نهاد جز فیلمسازانی بود ک کارشان در لحظات اخر ب جشنواره رسید. و حذف شده ای بود ک این بار پایش را از مرکز استان فراتر نهاده.

درستکار, رکن الدینی و مرزی زاده چهره های جنجالی هنر هفتم در هرمزگان, از دیگر هنرمندانی بودند ک امسال از خجالت دوستان ارزش یابی در امدند. ایشان را جنجالی می نامم ب دلیل نگاه کاملن متفاوت شان ب سینما و رابطه اثر با مخاطب. پلان های طولانی و ثابت, مجبور کردن تماشاچی ب تماشای اثر, و در فیلم های معمولی تر, شیطنت در صدا و تصویر برخی از ویژگی های اثار ایشان می باشد.

ایشان جزء معدود سینماگرانی هستند ک در تمام هفت/شش دوره بخش فیلم جشنواره فیلم و عکس اردیبهشت هرمزگان حضور داشته اند!

اما فیلم سازان اولی هم امسال با داستان متاسفانه دنباله دار ممیزی روبرو بودند. مرتضا نیک نهاد, ک اثری نیمه تمام را هم در کارنامه دارد, با فیلمی  قصه گو در جشنواره حضور داشت؛ اثری ک دغدغه های اجتماعی و مسائل زنان را هم در خود داشت مواردی ک شاید در مشکلات اولیه فیلم دخیل بوده اند.

همه ان چ گفته شد اما نمی تواند و نباید ما را از واقعیت حال حاضر سینمای هرمزگان دور کند و ان نیز شاید در کمبود اموزش و مطالعه و تبادل نظر و اطلاعات بین سینماگران استان, نبود حمایت بزرگ­ترهای سینما و آقایان دولتی در این منطقه است. مواردی ک برای پیشرفت سینما در هرمزگان باید جدی گرفته شود.

همین ک سینماگران نمی توانند حرفشان را بزنند زیرا ک از اجتماع سخن می رانند؛ از ادم هایی در اجتماع شان می گویند ک و همه چیز زیبا و قشنگ نیست, صرفن. اتفاقی ک در هنرهای دیگر ب این وضوح وجود ندارد.

موسیقی, تئاتر و عکس و هنرهای تجسمی و ... هرگاه حرفشان همین شده, ب همین درد مبتلا شده اند.

ک این درد جدا جدا درمان نمی شود...

 

*این اثر هم در جشنواره چهارم تنها با پیگیری اهالی سینما بازگشت.

 

 

پ.ن0: این متن در دو سفر رفت و برگشت ب قشم در تاریخ 3 خرداد 91 نوشته شد و تا ب حال ویرایش نشده.

پ.ن1: ب جای ویرایش این متن, اجازه دهید راجع ب چند فیلم سینمای هرمزگان برای تان بنویسم, در فرصتی دیگر!