همین جوری ب ذهن ام امد, با توجه ب هوای خوب زمستان جنوب و برگزاری جشنواره ها و اتفاقات متفاوت در این ناحیه جغرافیایی با برگزاری یک بازی وب لاگی یادی از هرمز کنیم!
در این بازی, هر وب لاگ یک خاطره از هرمز را در قالب متن عکس تصویر و ... ارائه می دهد, هر وب لاگ می تواند تا 5 وب لاگ دیگر را به این بازی دعوت می کند. مم نون
گم شدن موبایل یکی از دوستان در جزیره, هنگام دوچرخه سواری ساحلی خیلی عجیب نبود. اتفاقی ست ک افتاده عجیب پیدا شدن همان موبایل در خانه یکی دیگر از دوستان در بندرعباس بود! ماجرا ازین قرار بود ک قبل از حرکت, سری ب خانه دوست دوم زدیم, و دوست حواس جم ما موبایل خودش را ...
جالب این جاست ک تمام زمان بعد از توهم گم شدن موبایل سفر ب ما زهر شد و بازگشت به ترین اتفاق ممکن بود.
نتیجه گیری اخلاقی: لطفن مواظب حافظه تان باشید.
نتیجه گیری غ.اخلاقی: با ادم نغ نغو سفر نکنید.
پ.ن: وب لاگ های بعدی این بازی: لی, گوج گنو, کاپوچینو با طعم پاییز, مهبد, جغد بندری
داستان یک سفر
1.
درست ک ریخت و قیافه زمخت و نازیبایی دارد, ولی خب... اسکله شهر را میگویم. روز اراماش میروی توی صف, بله توی صف پول را میدهی بلیط را میگیری و جای بقیه پول, شکلات. بلیط را مهر می کنی و در حالی ک رادیو در حال حرف زدن است سوار شناور میشوی (شرکت در انتخابات یک وظیفه ملی و شرعی است). صبر میکنی و صبر میکنی تا پر شود, دلهره کلاس و امتحان را میگذاری گوشهای و هندزفری ب گوش تلویزیون را تماشا میکنی. احتمالن از خوبیهای جامعه میگوید. در یک ایرانگردی اجباری {همهچی ارومه} را برایمان ثابت میکند.یک ساعت تا امتحان مانده, اما همه چیز ن فقط ب مدیریت یک جای کوچک, ک ب شعور تمام اسکله بند است و چ بندیست بندی ک مرا وصل کند ب ان ور اب, جزیره...
دی ماه 90
پ.ن: این متن نیاز ب ویرایش داشت!
بررسی لاتیدان (محمد ذاکری) بعد از گذشت بیش از یک ماه از حادثه هرمز
مطلب را اینجا بخوانید