radioehsan

این وبلاگ نوشته های روزانه من - احسان - است

radioehsan

این وبلاگ نوشته های روزانه من - احسان - است

جا مانده...


 پارسال, درست قبل از این ک وارد صنعت بشوم, دوست عزیزی گفت:


 "می دونسی, همینگوی ب صورت داوطلب تو ارتش -فک کنم- اسپانیا خدمت کرده؟"

 

 

من فقط می دانستم صنعت دارد داغمان می شود. همین





 فروردین 92



دل تنگی


 ام روز دلم برای خیلی ها تنگ شد؛ برای مادرم, پدرم, برادرهام. دلم برای مادربزرگ ها و پدربزرگ هام تنگ شد. و برای عموها  و خاله ها و دایی ها و عمه ها نیز... ام روز دلم برای دوستان و دوستان نزدیک و دوستان خیلی خیلی نزدیک هم تنگ شد. ام روز دلم برای تو جور دیگری تنگ شد...

 کسی دستم را بگیرد,  ام روز دلم خیلی تنگ شد!!


ان در حکایات تیلیویزیون


 هشدار!!


 بعد از ان­تخابات 88 و ب بازی گرفتن اصل ان­تخابات! البته با هزینه بسیار برای حکومت, ک کاندیداهای مردمی هم هزینه اش را پرداخته اند و هم چنان نیز می پردازند, و در ادامه ان در سال 92 با پدیده شوم تحقیر مقام ریاست جمهوری مواجه شده ایم. این داستان با ممانعت از کاندیداتوری اقای خاتمی شروع شد, با رد صلاحیت اقای هاشمی ب اوج رسید و با برنامه ب اصطلاح مناظره تلویزیونی, علنی و عریان شد.

حکومت این بار قصد کرده لباس ریاست جمهوری را کوتاه کند و هزینه اش را خواهد داد! در مقابل, اما کاندیدا راهی جز این ندارد ک خودش را بزرگ کند تا زیاده­خواهان حکومتی بپذیرند , قد و قواره ریاست جمهوری را ب اندازه اول بازگردانند. این امر یک پیش شرط اولیه دارد, ک همین بدخواهان ثابت کرده اند هزینه اش برای پذیرنده ها بسیار است. رفتن ب سمت مردم و از زبان مردم سخن گفتن. چاره ای جز هم­درد و هم­کلام شدن با مردم نیست. مردمی ک ن تنها هنوز مرهمی بر زخم 88 خویش نیافته اند, ک با این اوضاع اسف­بار ب بی ­ان­گیزه گی روی اورده اند!

 

باید منتظر ماند و دید کدام یک از نامزدهای ریاست جمهوری حاضر ب این کار خواهند شد!

 

 

خرداد92




شاید...



  

    عکس از هنری ویداجا


پ.ن: این عکس را بدون اجازه ی عکاس, 90درجه چرخانده ام!




ز



 «افسوس

       باید ایستاده شاشید در مملکتی ک گرده های مردم, جای پای حکومت است."


   ا.ن