ب دعوت دوست خوبم وبلاگ جفد بندری، ب بازی گردشگری دعوت شدم.
شاید همشهری های بندرعباسی زیاد ب کوه گنو سفر کرده باشن، ولی این کوه عزیز،
جاهای بکر زیبایی داره ک ادم رو هر بار شگفت زده می کنه، البته حضور ی ادم راه بلد مثل جبرئیل عزیز، ضروریه.
پیشناهاد من سفر ب کوه گنو با ی عینک جدیده و البته حس تجربه جدید!!
امید ب سفر خوب و خوش و سالی نیک

عکس از دوست خوبم حسن راستین. گمان می کنم فروردین 91
از سه دوست وبلاگی دعوت می کنم ب این بازی بپیوندند:
دوره "سینمای اکسپریمنتال" با خوانش مجمدرضا اصلانی و با جضور علاقه مندان به سینمای پیشرو، در این مرجله پایان یافت.

برخی جملاتی ک از این دوره برایم یادگار ماند:
تکرار، مرگ است.
هرکس خود، یک سنت است.
در تجربه کردن، اشتباه حق ماست.
اشیاء، زندانی مصرف انسان هستند. هنر ان ها را ازاد می کند.
هنر پیشرو ب فهمیدن ِ مخاطب شلیک می کند.
سینمای تجربی، کارکرد دارد.
نقد، کشف کردن است.
پ.ن: مم نون از کسانی ک شرایط برگزاری دوره را فراهم کردند.
یکى از عجیب ترین اتفاق هاى روزانه, خوابه. چیزى شبیه ب مرگ.
بسیار جدى و البته مثل یک شوخى در مقابل خود مرگ!
این ک هر روز با شروع خواب بمیرى و با پایان خواب, بیدار بشى خیلى جذابه و البته ترسناک, براى منی ک مرگ براش قطع شدنه, گیم اور.
براى خیلى هامون خواب و بیدارى مسئله اى جدى نیست! اون قدر ناجدیه ک حتا ادابش رو هم نمى دونیم...
معمولن تا مجبور نشدیم نمى خوابیم و بیدار شدنمون براساس یک اجبار بیرونى شکل مى گیره!
صحبت ها رو با ى سوال تموم مى کنم:
یادتون میاد اخرین بارى ک خواب رو خودتون انتخاب کرده باشین و با تمرکز ب دنیاى خواب پا گذاشته باشین؟!
پ.ن: این متن براى خاطر یک دوست نوشته شده است.

