خواب
گمان می کنم تمام ترس های کودکی جمع شده و این شده ک حالا هر چی زور می زنم نمی توانم خواب ببینم. باورتان نمی شود هر شب کلی داستان و قصه می خوانم شاید خواب ببینم. وختی ادمی خواب نمی بیند یک چیزی کم است. یک چیزی نیست. همیشه گمان می کردم خواب حد فاصل کارهای شدنی و نشدنی ست.
مثلن من دوست دارم شب ها خواب شیرجه زدن در اب از روی سکوی 4متری را ببینم و با این ک شنا بلد نیستم بتوانم کرال بزنم و خودم را ب ساحل برسانم. یا تمام روز منتظر بمانم ک شب بشود و بتوانم ۲ کلمه ای انگلیسی گپ بزنم. راه دور نرویم در خواب زندگی تشکیل دهم؛ اخر هفته ها منتظر شب بمانم برای این ک دست زن و بچه را بگیرم و برویم دوری بزنیم. حتا ممکن است ب پیشناهاد ایشان مقدمات سفری برای دیدن اثار باستانی ایتالیا را توی برنامه بگذاریم. حتا ممکن است خواب ببینم قهرمان وزنه برداری شده ام و از روی یک حادثه عاشق می شوم و چون عشقم از ورزش خوشش نمی اید در اوج شهرت و موفقیت از ورزش کناره گیری کنم.
گاهی گمان می کنم می شد سیاست مداری را در خواب تجربه کنم و احتمالن در اوج مبارزات ازادی خواهی و بین انتخاب حرکت صلح طلبانه و مبارزات چریکی برای نوشیدن اب از خواب بیدار شوم.
بدترین حالت زمانی ست ک مادر ب خواب بیاید و ب دلیل هندوانه سر شب مجبور ب بیدار شدن بشوی.
مادر ک رفت، بابا هنوز موهای سپیدش ۲تا دانه بود و هر شب ب ما نشانش می داد. من هنوز عینک نمی زدم و یادم هست سارا معنی مردن را نمی دانست! من حتا فک می کنم خاطره تو را هم می توانستم خواب ببینم و یادت هر شب انگیزه بیدار شدن روز بعد می شد. ان وخت الان من نمرده بودم و صبح تا صبح چشم هام امیدن امدن شب بود.
خواب
۲۲ آبان ۹۳
و حالا شروع 6 سالگی داستان های 10 کلمه ای لی

اطلاعات بیشتر را از سایت رسمی جایزه بخوانید. http://10w.ir
روزهای جشنواره ای سینمای هرمزگان

بعد از خبر جایزه فیلم اوزال - مسعود میرزایی - در جشنواره فیلم کوتاه تهران، این بار فیلم من در محدوده ادراک اثر محمدرضا رکن الدینی جایزه بهترین فیلم پیشرو در جشنواره فیلم پروین اعتصامی را کسب کرد تا سینمای هرمزگان، روزهای جشنواره ای خوبی را پشت سر بگذارد. (لینک خبر را از اینجا بخوانید.)
پ.ن: در این باره، لی، سینماتوگرافی و کاپوچینو با طعم پاییز را بخوانید.