X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 3 فروردین‌ماه سال 1395

(برای) یکم


مثلن دیباچه:

برای تعطیلات امسال، نوروزنامه ای ترتیب داده شده شامل 13 متن ک در ایام تعطیلات نوروز ب حضورتان ارائه می گردد. برخی از این مطالب نیاز ب ویرایش دارند.

بیشتر مطالب نوروزنامه در پروژه دیگری استفاده خواهند شد.




حسرت


یک روزهایی می شود ک یادت می اید چیزی نیست. یک چیزی کم ست. راستش همیشه فکر می کرده ام این دنیا یک چیزی ش کم ست و خب، دنیایی ک یک چیزی ش نیست ادم هاش هم یک چیزشان گم ست. 

ادم هایی ک زرنگند خیلی سریع خودشان را می چسبانند ب ادااطوار دیگر ِ دنیا جای خالی ش را پر می کنند. ان های دیگر تا اخر نمی فهمند چ شد و گم می مانند. بضی ها مان هم کلن نفهمیده می رویم از دنیا.

دقت کرده اید وختی خوش و خرم توی خیابان راه می روید، یک درختی می بینید ان گوشه ی کوچه ی پشتی، یا کوچه پشت ترش، داخل حیاط یا دم در فلان خانه ک رنگ درش زرد، سبز یا هر رنگ دیگری ست و رد سنگ ِ جای زنگ روی ان هست یا، یا نیست... یک هو دلتان خالی می شود. دلتان می رود یک جایی ک معلوم نیست کجاست ولی هست و توانسته خودش را وسط این همه چیزهای دنیای شما بفرستد توی چشم تان و ب باهانه ان درخت ک هرجایی می تواند باشد جا خوش کند.

سارا ک رفت چشم هام خشک شد. چشمه چشم هام. ارتباط دلم با چشم ها قط شده بود. هیچ کدام، چشم دیدن ان یکی را نداشت. ن دل کوتاه می امد ن چشم. این وسط من بودم و ن بودن سارا.


فروردین 95 



برچسب‌ها: حسرت، نوروزنامه